بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و احترام اگر به دنبال رونق كسب و كار خود هستيد ! * اگر مي خواهيد محصولات خود را به ديگران معرفي كنيد * !اگر مي خواهيد از رقباي خود پيشي بگيريد ! * اگر دنبال معرفي خدمات خود به همشريان هستيد ! اگر مي خواهيد در دهكده جهاني آدرس مشخصي داشته باشيد ! اگر مي خواهيد كه از قافله علم و دانش عقب نمانيد! و اگرمي خواهيد با كار با رايانه در منزل لذت ببريد ! چارۀ كار شما در دست ماست ساعت تماس 15 الي 17 با شماره همراه 09139980468 همشهريان عزيز همداني در صورت علاقه وب سايت ما را با نام « همدان كار » لينك نموده سپس ما را خبر دهيد تا ما نيز شما را لينك نماييم . اميدوارم با نظرات خود ما را در کيفيت بخشيدن به اين وب سايت ياري فرماييد ، ...

همدان کــار

همدان کــار

همت از شما کار از ما

فواید سفر

1 – كاهش استرس و اضطراب

سفر به شما این امکان را می دهد که کمی فشارهای روحی و جسمی را از خود دور کنید. حتی اگر سفر کاری باشد و شما مجبور باشید ساعت های متمادی در کنفرانس هایی شرکت کنید، در عوض با کشور یا شهر جدیدی آشنا خواهید شد. ممکن است مسافرت اضطراب و استرس هم داشته باشد، به خصوص اگر سفر شما همراه با گردش و بازدید از جاهای دیدنی باشد یا نیاز به آشنایی با زبان های مختلف داشته باشید یا مقصدتان شهری شلوغ باشد. اما استرس سفر یک استرس مثبت است و مثل اضطراب شما از کار زیاد یا زندگی روزمره نیست. كاهش فشار و استرس روحی همیشه به سلامتی شما کمک خواهد کرد.

2 – تنوع در زندگی

مسافرت از هر نوعی که باشد باعث می شود برای مدتی از زندگی عادی خود دور شوید و همین مسئله به تنهایی انرژی زیادی به شما می دهد. اینکه بخواهید برنامه روزانه خود را کمی تغییر دهید، می تواند به عنوان نوعی درمان محسوب شود و این کار از کسل و خسته شدن فکر و جسم جلوگیری می کند. بزرگی می گفت: "هر تغییر و تنوعی به اندازه استراحت خوب است".

3 – استفاده از هوای آزاد

سفر باعث می شود كه از چهاردیواری منزل یا محل كار دور شوید و بیشتر ازهوای تازه و سالم لذت ببرید. اگر برای گردش به کوهستان یا برای استراحت به کنار دریا بروید،  نسبت به روزهای عادی عمیق تر نفس بكشید تا اکسیژن بیشتری وارد بدنتان شود. همچنین می توانید از آفتاب گرفتن هم استفاده ی زیادی ببرید، اما احتیاط های لازم برای جلوگیری از آفتاب سوختگی را فراموش نکنید.

سفر، جنگل، دشت، باغ

4- تغییر در رفتار

برنامه ریزی هم قسمتی از تفریحات تان است.  زمانی که سفری در پیش دارید، حتی یکنواختی و کار سخت باعث می شود که بهتر با مشکلات کاری کنار بیایید. سفر کردن دید و احساس تازه ای نسبت به فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف به شما می دهد و کمک می کند که از زندگی بیشتر لذت ببرید. سفر حتی باعث می شود دید تازه ای نسبت به شهر خودتان هم پیدا کنید.

5- آشنایی با افراد و فرهنگ های مختلف

سفر کمک می کند تا افراد مختلفی را ملاقات کنید. اجتماعی بودن و معاشرت کردن نوعی درمان به حساب می آید و باعث می شود با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف آشنا شوید.

6- خاطرات سفر

اگر تواناییش را دارید که به هر کجا دوست دارید سفر کنید، این کار را انجام دهید چون ممکن است بعدها پشیمان شوید. پس اگر همیشه آرزو داشته اید به استرالیا سفر کنید، الان وقتش است. همچنین بد نیست در طول سفر حتما خاطرات خود را بنویسید و عکس های یادگاری بگیرید تا بعدها بتوانید از آن خاطرات به خوبی یاد کنید.

7- ارتباط بهتر با همسر

سفر به شما این امکان را می دهد که بدون فکر کردن به وظایف و مسئولیت های خانه، زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید و کمی به گذشته برگردید. مطمئناً گذراندن اوقاتی خوش کنار همسرتان در سفر، خیلی بهتر از دعوا کردن است. دور شدن از محیط خانه و کار، باعث تجدید قوا و آرامش می شود و برای سلامتی روحی خانواده نیز مفید است.

8 – مطالعه در سفر

سفر کردن یکی از فعالیت هایی است که نباید نادیده گرفته شود. اگر زیاد به مسافرت می روید، سعی کنید بیشتر روی فواید آن مطالعه کنید چون اینگونه از سفرتان بیشتر لذت خواهید برد. از فرصت هایی که برای مسافرت برایتان پیش می آید نهایت استفاده را ببرید و از تأثیری که بر جسم و روحتان دارد استقبال کنید.


 

نوشته شده توسط معمار در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ساعت 16:17 موضوع لطایف | لینک ثابت


چطور در تربیت فرزندان موفق باشیم؟

چطور در تربیت فرزندان موفق باشیم؟

مهارت‌های زندگی > خانواده  - ندا نصیری:
تربیت فرزندان کاری است دشوار، اما نکاتی وجود دارد که با رعایت آنها این کار سهل‌تر صورت می‌گیرد.مواردی که در زیر می‌آید،برخی از این نکات است.

 به واکنش‌های خود در مقابل فرزندتان دقت کنید

 در این مواقع همیشه باید به سن‌وسال او توجه داشته باشید و واکنش‌های مناسب با سن او را نشان دهید. هر سنی توقعات و انتظارات مناسب با آن سن را می‌طلبد. حساسیت‌های بی‌مورد شما و برخورد‌های خشونت‌آمیزتان تنها باعث شگفتی کودکان می‌شود زیرا از نظر خودش، هیچ کار اشتباهی مرتکب نشده و نمی‌تواند مفهوم کار شما را درک کند. 

هنگام تنبیه فرزندتان، علت را برای او توضیح دهید

تنبیه در واقع برخورد والدین با فرزند است و تنها در زمانی اثربخش است که علت آن برای کودک و فایده آن برای والدین روشن باشد. همچنین تنبیه باید برای آموختن درسی به کودک باشد و تحت شرایط اصولی و منطقی اجرا گردد. زیاده روی در تنبیه تنها قبح آن را در نظر کودک از بین می‌برد و پس از مدتی بی‌توجه به آن به کار خود ادامه می‌دهد.

از تأکید بر کارهای بد کودک خودداری کنید

 این کار تنها باعث تحقیر و کاهش اعتماد به نفس او می‌شود. او پس از مدتی احساس می‌کند که تمام کارهایش زشت است و نمی‌تواند توقعات والدین را برآورده سازد. بسیاری از پدر و مادرها، پیوسته در انتظار این هستند تا مچ کودک خود را بگیرند، بهتر است به جای آن، به تشویق رفتارهای پسندیده او بپردازید و با تأکید بر آنها، او را از انجام کارهای ناپسند بر حذر دارید.

از تربیت فرزند خود در مقابل دیگران چشم پوشی کنید

کودکانی که مدام در مقابل افراد دیگر به‌ویژه کودکان هم‌سن و سال خود مورد تصحیح و نصیحت قرار می‌گیرند، دچار ترس و خجالت می‌شوند و به‌تدریج اعتماد به نفس خود را برای حضور در جمع از دست می‌دهند. بسیاری از والدین احساس می‌کنند که این کار به صلاح فرزندشان است ولی نمی‌دانند که در واقع حس خشم و رنجشی درونی را در او پرورش می‌دهند و خیلی زود او را وادار به مقابله می‌کنند.

از محبت کردن به فرزندتان نترسید و او را در دریایی از عشق غوطه‌ور ‌سازید

هنگامی که کودکتان با مهر بزرگ می‌شود، در بزرگسالی جذب هر محبت جزئی نمی‌شود و زندگی خود را بر پایه‌های سست بنیان بنا نمی‌سازد. کودکی که حمایت و محبت والدین خود را دارد، می‌داند که زمان مشکلات، همیشه پناهگاهی امن در اختیار دارد که می‌تواند به سراغ آن رود و تسکین یابد.

از استقلال طلبی فرزند خود ناراحت نباشید

تا آنجا که می‌توانید، فرزندتان را در انجام کارهای خود آزاد بگذارید و به او استقلال عمل دهید. انجام این امر، از کودک فردی مسئول، می‌سازد و او در مواقع خاص ناچار به تصمیم‌گیری‌های مهم می‌شود که همین مسئله در دوران بزرگسالی از او فردی مسئول، مستقل، مدیر مدبّری می‌سازد.

به کودکتان بیاموزید که هیچ انسانی کامل نیست

گفتن عباراتی مانند «نمی‌دانم»، «نمی‌خواهم» و «نه» در بعضی مواقع ضروری است و لزومی ندارد که کودک همواره برای هر کاری، پاسخ مثبت بدهد. گفتن عقاید شخصی در قالبی محترمانه، نداشتن یک پاسخ صحیح و بکار بردن عبارت نمی‌دانم، به کودک کمک می‌کند تا از فشار مضاعف برخود بکاهد و در هنگام برخورد با مسائل گوناگون، در کمال آرامش به حل آن بپردازد.

هر روز زمانی را به صحبت کردن با فرزند خود اختصاص دهید

حرف‌های صمیمانه و دوستانه به او بزنید. ایجاد این رابطه شاید در دوران کودکی یک تفریح جذاب باشد ولی در دوران نوجوانی و جوانی یک ضرورت به حساب می‌آید و والدینی که از کودکی این کار را نکرده باشند، نمی‌توانند در دوران بلوغ فرزند خود این رابطه را ایجاد کنند.
 به‌طور مثال زمانی در هفته را به گردش‌های دو نفره با او اختصاص دهید و در آن زمان با او در مورد ترس‌ها، نگرانی‌ها، علائق و احساساتش صحبت کنید. اگر از نظر کاری گرفتار هستید و برنامه‌ریزی هفتگی برای انجام این کار برایتان دشوار است، حداقل در هنگام خواب، چند لحظه‌ای در کنار تخت او بنشینید و به آرامی با او صحبت کنید و یا برایش کتاب بخوانید. البته دقت کنید که در هنگام این صحبت‌ها از نقش والدی سخت گیر و همیشه نصیحت‌گو در آمده و به یک دوست صمیمی و شنونده‌ای خوب تبدیل شوید.

به فرزندتان قول‌های بی‌پایه ندهید

قول‌هایی که می‌دانید از اساس امکان اجرای آن نیست را ندهید و همچنین از شکستن قول خود بپرهیزید و درصورت انجام آن، حتما برای فرزندتان توضیح دهید با این کار به او نشان می‌دهید که برایش ارزش قائل هستید. اگر خواهان آن هستید که فرزندی با شخصیت و مثبت اندیش و محترم داشته باشید، حتما به این مورد عمل کنید.

درصورت تکرار شکستن قول و قرار، کودک کم‌کم می‌آموزد که به محیط اطراف خود و انسان‌ها بی‌اعتماد شود و این مسئله در بزرگسالی به او لطمات جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد.


 

نوشته شده توسط معمار در دوشنبه هشتم اسفند 1390 ساعت 23:40 موضوع لطایف | لینک ثابت


ضرب المثل معروف ایران

 

ضرب المثل
نشخوار آدمیزاد حرف است:

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

 

ضرب المثل
ضامن بهشت و دوزخش نیستم:

من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

ضرب شستی به کار بردن:

برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن، با هر حیله بر حریف غالب شدن.

ضرب دستش را چشیده است:

برتری حریف خود را می داند و جرئت مقابله با او را ندارد.

ضرر را از هر کجا جلویش را بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

طاق ابرو نمودن:

کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن

طاقت کسی طاق شدن:

بیقرار شدن ، آرام خود از دست دادن.

طبل زیر گلیم زدن:

پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند، پنهانکاری کردن

طرف کسی را گرفتن :

پشتیبانی از کسی کردن، از کسی حمایت و طرفداری کردن

طشتش از بام افتاده :

راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است

طی نکرده گز کردن:

بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن

طوق لعنت برگردن کسی افتادن:

گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار و بد اخلاق شدن

طناب گدایی کسی را بریدن:

از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن

طمع زیاد مایه جوانمرگی است:

ادم طمع پیشه غالبا جان خود را به خطر می اندازد

ضرب المثل
عاشق چشم و ابروی کسی نبودن:

مفت و مجانی برای کسی کار نکردن ، بی جهت برای کسی به آب و آتش نزدن.

عاشقی پیداست از زاری دل :

همانند: رنگ رخساره خبر میدهد از سرضمیر

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد:

به دست آوردن مطلوب خویش کار چندان آسانی نیست.

عاقبت به خیر شدن:

به رستگاری و راه خوشبختی رسیدن

عاقبت جوینده یابنده بود:

باجستجو و تلاش به مقصود خود نایل خواهی شد

عاقبت خشم پشیمانی است.

از آدم خشمگین کارهای سرمی زند که سپس باعث ندامت اوست.

عاقبت گذر پوست به دباغ خانه می افتد:

هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس بدهد.

عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت :

هر مشکل چاره ای دارد، اگر از راه ملایمت نشدباید جسارت به خرج داد.

عبای ملانصرالدین است:

چند نفر به نوبت آن را می پوشند، همه از آن استفاده میکنند.

عجب کشکی ساییدم

همه چیز بر خلاف انتظار ما از آب درامد

عذر بدتر از گناه :

در توجیه کار بد خود دلیل زشت تری آوردن

عروس تعریفی آخرش شلخته از آب درامد

با آنهمه تعریفش جنس نامرغوبی از آب درآمد

ضرب المثل
گاو بی شاخ و دم :

آدم تنومند شوریده و احمق، همانند: غول بی شاخ و دم.

گاو پیشانی سفید:

معروف و مشهور نزد همه، همه کس او را می شناسد.

گاو خوش آب و علف:

کسی که از هیچ نوع خوردنی رو گردان نیست، هر چه پیشش ببیند بدون اکراه و با اشتهای تمام می خورد

گدا بازی درآوردن:

مقابل دست و دلبازی ، خست و پستی به خرج دادن

گدا حیا ندارد:

بر اثر تکرار خواهش و تمنا آبرویش ریخته شده و شرم نمی کند.

گذر پوست به دباغخانه می افتد:

هر کسی سرانجام به نتیجه اعمال خود میرسد، بالاخره روزی بهم میرسیم.

گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن :

ضمن صبحت و گفتگو کنایه زدن ، همانند : از این شاخ به آن شاخ پریدن

گذشت آنچه گذشت :

افسوس گذشته را نباید خورد ، همانند : تقویم پارسالی به کار نمی خورد.

گذشت بر گشت ندارد:

بخشیده را پس نمی گیرند، بر آنچه بخشیدی چشم طمع نداشته باش.

گربه آمد و آن دنبه را برد:

باید بجنبی و چاره کار خود کنی و گرنه ر نود از تو جلو می افتند.

گربه را دم حجله باید کشت:

از آغاز هر کاری باید محکم کاری کرد.

گر تو بهتر می زنی بستان بزن:

اگر فقط ادعا نمی کنی چرا کنار گود نشسته

ضرب المثل
چاله چوله چيزي را پر كردن:

نواقص را برطرف كردن ، قرضها را پرداخت كردن.

چاقو دسته خودش را نمي برد:

هيچ آدم عاقلي به خودش زيان نمي زند، خويشاوند به خودي آزار نميرساند.

چارديواري اختياري:

محترم بودن خانه و زندگي هركس، اختيار زندگي و محدوده خود را داشتن

چار ميخه كردن:

پي و پايه چيزي را محكم و استوار كردن ، محكم كاري كردن

چارتكبير زدن :

ترك كسي را براي هميشه گفتن، يكباره از چيزي چشم پوشيدن

چاه كن هميشه در ته چاه است:

هر بدي و ظلم به ديگران در پايان گريبانگير خود آدم ميشود. همانند: چه مكن بهركسي،اول خودت دوم كسي.

چشم و همچشمي كردن:

رقابت كردن با ديگران ، هم طرازي نمودن با اطرافيان

چشمها چهار تا شدن:

دندش نرم ميخواست چنين كاري نكند، از تعجب چشمها را گشاد كردن.

چشم وگوشي كسي باز بودن:

از همه جا آگاه بودن، درجريان امور قرار داشتن، آدم با تجربه و فهميده

چشم و گوش بسته :

از هيچ جا و هيچ چيز باخبر نبودن، چيزي نياموخته و بي تجربه

چشم ودل سير است:

به هيچ چيز اعتنايي ندارد، اختيار نفس خود را دارد

 

ضرب المثل
رکاب دادن :

سر موافقت داشتن - مطیع شدن

رگ خواب کسی را به دست آوردن:

نقطه ضعف پیدا کردن- کسی را تابع اراده خود کردن

رگ دیوانگیش گل کردن:

از شدت خشم دست به کارهای نامعقول و غیر طبیعی زدن

رگ عیرتش جنبید:

حس شهامت و جسارتش تحریک شد.

رنگ به رنگ شدن:

از شدت شرمندگی رنگ به صورت آوردن- تغییر رنگ رخسار

روبراه بودن:

مرتب و آماده بودن - سرسازش داشتن

روبرو بودن به از پهلو بود:

لذت هم صحبتی دو نفر و برخورداری از دیدن یکدیگر بیشتر و بهتر است

روبرو کردن :

مواجهه دادن دو نفر برای کشف مطلبی

روبند کردن کسی:

در پیشرفت کار خود از حجب و حیای کسی استفاده کردن

روده بزرگه روده کوچیکه را خورد:

از شدت گرسنگی بیتاب شده - سروصدای شکم گرسنه درآمده

روده درازی کردن:

یکریز حرف زدن - پرگویی و وراجی کردن

روز از نو روزی از نو:

هرروز برای خود به تلاشی جداگانه نیاز دارد

روزه شک دار گرفتن:

در امور و یا کارهای که احتمال شکست و زیان است وارد شدن

رو که بدهی آستر هم می خواهد:

از خوشرویی و مهربانی کسی بهره جویی کردن

روغن چراغی ریخته وقف امامزاده :

منت گذاشتن خشک و خالی و بی خاصیت

 

ضرب المثل
میخ دوز شدن (میخکوب شدن):

محکم در جای خود ماندن، بشدت مات و مبهوت شدن.

میخ دو شاخ برزمین فرو نرود:

با دوئیت و نفاق کاری از پیش نمیرود و منافع مشترک را از بین میبرد.

میخش قایم است:

اساس کارش استوار است، پشتیبانش پر زور و قوی است.

میخ طویله پای خروس:

کسی که قد کوتاه و پستی دارد، آدم قد کوتاه

میخواهد از آب بگذرد و پایش هم تر نشود:

در پی سودجودیی می افتد ولی کمترین زحمت و خرجی را متحمل نیست.

میخواهی عزیز شوی یا دور شو یا کور شو:

همانند: آب که در گودال بماند می گندد، دوری و دوستی.

میدان دادن به کسی:

فرصت کار و فعالیت به کسی دادن ، ا جازه زور آمایی دادن.

میدان را خالی دیدن:

به هر عملی دست زدن، خود را مصون از دیگران دانستن.

میرزا بنویس:

نامه نگاری که در نگارش هر مطلب تابع دیگری است و از خود اراده ندارد.

میرود از آسمان شوربا بیاورد:

بسیار بلند قامت است ، روز بروز بلندتر میشود.

میرزا قلمدانی است:

نویسنده کم مایه و بی سوادی است.

میرغضبی آهسته ببر ندارد:

همانند: دشمنی آهسته بزن ندارد.

میرزا قشمشم:

آدمی با لباسهای جلف و قیمتی، لوس و خودخواه و بیکاره

ضرب المثل
کاسه چه کنم در دست داشتن:

دچار درماندگی و سرگردانی بودن، همیشه از بخت خود شاکی بودن.

کاسه و کوزه را سرکسی شکستن:

دق دلی خود را به سرکسی خالی کردن.

کاسه و کوزه کسی را بهم زدن:

وسایل زندگی کسی را بهم زدن، سبب آزار و اذیت کسی شدن

کاسه همان کاسه است و آش همان آش:

چیزی تغییر نیافته و کارها برهمان منوال پیشین است.

کاش پاهایم شکسته بود:

اگر می دانستم نتیجه کار اینطور است هرگز نمی رفتم.

کاش دوقلو بودی:

به شوخی، خودت تنها اینقدر لوس و بی مزه بودی.

کاسه از آش گرمتر:

به  دلسوزی بیش از اندازه تظاهر کردن

کاسه ای زیر نیم کاسه بودن:

سری در پشت پرده وجود داشتن، راز مهمی در کار بودن

کاسبی کاه سابی است:

زیرا به اندک سودا و خرید و فروشی قانع است.

کار یک شاهی صنار نیست:

آن طور هم که تصور کرده ای کار  آسانی نیست.

کاری را پخته کردن:

مقدمات انجام و اجرای کاری را فراهم کردن

کار یکبار اتفاق می افتد:

در هر کاری باید شرط احتیاط و پیش بینی را فراموش نکرد.

کار و بارش چاق بودن:

دارای ثروت ومال فراوان بودن، همانند: دماغش چاق بودن

کاری بکن بهر ثواب ، نه سیخ بسوزد نه کباب:

اگر واسطه کار خیری هستی انصاف و عدالت و حق را رعایت کن

ضرب المثل
چرتش پاره شده :

یکه خوردن و بسختی پریدن از خواب

چراغ هیج کس تا صبح نسوزد:

روزهای خوش و خوشبختی های انسان دایمی و پایدار نیست.

چراغ پای خودش را روشن نمی کند:

همانند: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

چر اندر چار گفتن:

سخنان بی معنی و بی سروته گفتن ، یاوه گویی کردن

چاه نکنده منار دزدیدن:

بدون تهیه نقشه و مقدمات امر دست به کار شدن.

چشم آب نخوردن:

انتظار درست شدن کاری را نداشتن ، باور نکردن

چشمت را درویش کن:

نظر پاک باش و حرمت را نگهدار، شتر دیدی ندیدی

چشم بسته غیب گفتن:

سخن گفتن از بدیهیات ، صبحت چیزی که شنونده قبلا از آن اطلاع  دارد.

چشمت روز بد نبیند:

همان بهتر که نبودی و ندیدی که چقدر تاثرآور بود.

چشم کسی آب نخوردن:

تصور انجام کاری یا امری را مشکل دانستن، امید نداشتن

ضرب المثل
میان دعوا حلوا خیر نمی کنند:

منتظری در حین دعوا و زد و خورد حرف خوش و خوردنی نثار هم کنند، نتیجه دعوا خسارت و زیان است.

میان دعوا  اوقات تلخی نکن:

به شوخی، چون کسی خشمگین گردد و بنای بد حرفی بگذارد برای آرام کردن و خندانیدن او چنین می گویند.

میان حرف کسی دویدن:

حرف کسی را بریدن، به میان حرف کسی حرف آوردن

میان تهی تر از طبل:

شخص پرمدعا و بی هنر

میان بستن:

برای انجام کاری آماده شدن

میان دعوا نرخ معین می کند:

مقصود خود را در موقعی نامناسب و غیر منتظره بیان داشتن

میان دو سنگ آرد خواستن:

آدم طمعکاری است، در پی سودجویی و استفاده است.

میان زمین و آسمان ماندن:

سرگردان کار خود بودن ، سرگشته و حیران ماندن

میان دو نفر را بهم زدن:

ایجاد  نفاق و کدروت بین دو نفر


 

نوشته شده توسط معمار در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ساعت 0:39 موضوع لطایف | لینک ثابت


فوايد سفر

سفر، راه، مسافرت

الف- سلامتي؛ قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: سافروا تصحوا و جاهدوا تغنموا. بحار/76/221

سفر كنيد تا صحت و سلامتي به دست آريد و جهاد كنيد تا غنيمت يابيد.

ب- زياد شدن عقل؛ قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: "سافروا فانكم ان لم تغنموا مالا افدتم عقلا. "

مسافرت كنيد. چرا كه اگر مالي به دست نياوريد، اما عقلتان زياد مي‌شود.

مسافرت و خستگى

ـ پيامبر خدا (ص): مسافرت كردن بخشى از عذاب است و هرگاه فردى از شما سفرش را به پايان رساند زود نزد خانواده خود رود.

ـ مـسـافرت بخشى از عذاب است، كه انسان در آن از غذا و آب و خواب خود مى افتد، پس هرگاه فردى از شما به هدف خود از مسافرت دست يافت، زود برگردد.

ـ امام على (ع): سفر كردن يكى از دو عذاب است.

انتخاب همسفر

ـ پيامبر خدا (ص): نخست همسفر انتخاب كن، بعد قدم در راه گذار.

ـ امـام عـلـى (ع): پـيش از مسافرت، از همسفر جويا شو و پيش از (خريد) خانه، ببين همسايه ات كيست.

ـ مفضل بن عمر (در برگشت از سفر) چون بر امام صادق (ع) وارد شد، حضرت پرسيد: چه كسى هـمـسـفر تو بود؟

عرض كردم: مردى از برادرانم، فرمود: پس چه شد؟

عرض كردم: از وقتى وارد مـديـنـه شـده ام نـمـى دانم جايش كجاست، حضرت فرمود: مگر نمى دانى كه هر كس چهل گام با مؤمنى همسفر شود خداوند در روز قيامت راجع به او از وى مى پرسد؟

سفر، راه، مسافرت

مردانگى در سفر

مـردانـگـى در سـفـر عـبـارت اسـت از: بـخشيدن از ره توشه خود به همراهان، شوخى كردن بـه گـونـه اى كـه خـشـم خـدا را همراه نداشته باشد، قلـّت مخالفت و ناسازگارى با همسفران، و ترك بدگويى از همراهان بعد از جدا شدن از آنان.

ـ امـام عـلـى (ع): مـردانگى در سفر عبارت است از: بخشيدن از ره توشه خود به همراهان، قلـّت نـاسازگارى با همسفران و بسيار به ياد خداى عزوجل بودن در هر فراز و نشيب و هر فرود آمدن و برخاستن و نشستنى.

ـ پـيـامبر خدا (ص) درباره مردانگى در سفر فرمود: مردانگى در سفر عبارت است از: بخشيدن از زاد و توشه خود به همراهان و خوش اخلاقى و شوخى كردن، به شرط آن كه معصيت خدا نباشد.

ـ امام صادق (ع): مردانگى در سفرعبارت است از: ره توشه زياد و خوب و بخشش آن به همسفرانت و كـتـمـان اسـرار آنان بعد از جدا شدن از آنها و زيادى شوخى در غير آنچه كه خداى عزوجل را به خشم آورد.

 سفرهاي نهي شده

ـ امام على (ع): انسان نبايد به سفرى رود، كه مى ترسد در آن به دين و نمازش لطمه اى وارد آيد.

ـ مـحـمـد بن مسلم از امام صادق (ع) درباره حكم مردى پرسيد كه در سفر جنب مى شود و (براى غـسـل كـردن) چيزى جز برف يا يخ نمى يابد، حضرت فرمود: در اينجا موضوع ضرورت در ميان است او نبايد بار ديگر به چنين جايى كه به دين او لطمه مى زند سفر كند.

گردش

ـ عـمـروبـن حريث خدمت امام صادق (ع) كه در منزل (و تفريحگاه) برادر خود عبداللّه بن محمد تـشـريف داشت، رسيد و عرض كرد: فدايت شوم! چه شده كه به اين جا آمده ايد؟

حضرت فرمود: براى گردش.

سفر، راه، مسافرت

سفر آخرت

ـ امـام باقر(ع): ابوذر (ره) در كنار كعبه به پا خاست و گفت: من جندب بن سكن هستم. مردم او را در ميان گرفتند ابوذر گفت: اگر يكى از شما بخواهد به سفرى رود، توشه اى كه به كارش آيد بـا خـود بـرمى دارد پس آيا براى سفر آخرت نمى خواهيد توشه اى برداريد كه به كارتان آيد؟

مردى برخاست و گفت: ما را راهنمايى كن. ابوذر گفت: يك روز بسيار گرم را براى روز رستاخيز روزه بگير و براى كارهاى بزرگ و دشوار (در روز قيامت) حجى بگزار و براى وحشت قبر در دل شب تار دو ركـعـت نـمـاز بـخـوان؛ سـخن نيكى كه بر زبان آرى و گفتار زشتى كه از آن لب فرو بندى، يا صدقه اى كه به بينوايى دهى شايد كه تو بينوا را از آن روز دشوار(قيامت) رهايى دهد.

دنـيـا را دو درم قرار ده: درمى براى خرجى خانواده ات و درمى براى آخرتت؛ سومين درم زيانبار و بى فايده است، پس در پى كسب آن مرو.

دنـيـا را دو جـمـلـه دان: جمله اى در طلب حلال و جمله اى براى آخرتت؛ سومين جمله زيانبار و بى فايده است در پى آن مرو، آنگاه گفت: اندوه روزى كه بدان نمى رسم مرا كشت.

ـ امام على (ع): هركه به فكر دورى راه باشد، خود را آماده كند.

ـ رسـول خـدا (ص) در ميان ما به خطبه ايستاد و فرمود: اى مردم! شما در سراى آرامش هستيد، شما بر مركب سفر سواريد، حركتتان شتابان است، پس خود را براى سفر دور و دراز آماده كنيد.

ـ آه از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر و عظمت مقصد!

- ميزان الحکمة جلد 5

- مرکز تعليمات اسلامي واشنگتن

تهيه و تنظيم براي سايت تبيان: زهره پري نوش


 

نوشته شده توسط معمار در یکشنبه هشتم اسفند 1389 ساعت 22:58 موضوع لطایف | لینک ثابت